خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۱۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن دو عارض سوسن نمای لاله اثربنفشهوار فرو بردهام به زانو سر
۲
ز فرقت رخ او بسکه خون همی بارمبسان چشم همایست چشم من بصور
۳
بنفشه رویم و سیمین سرشک از آنکه بتمز سیم خام برآرد همی بنفشۀ تر
۴
عدوی عنبر و خصم شمامه گشتم ، از آنکشمامۀ ز نخش گرد گیرد از عنبر
صفحهٔ ۱ از ۳