خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۲۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این بربطیست صنعت او سحر آشکارو اندر عجب ز صنعت او چشم روزگار
۲
چونانکه از چهار طبایع مرکبیمترکیب کرده اند طبایع درو چهار
۳
عودست نام او و بدین سان که دید عود ؟زین گونه برده عنبر و عود اندر و بکار
۴
خوبیش بی قیاس و درو نقش بی عددنغزیش بی مثال و درو عقد بی شمار
صفحهٔ ۱ از ۳