شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آفتاب اندر شرف شد بر جهان فرمانرواکرد دیگرگون زمین و کرد دیگرسان هوا
۲
داد فرمان تا کند در باغ نقاشی سحابکرد یاری تا کند در راغ عَطّاری صبا
۳
گلبن از یاقوت رمّانی نهد بر سر کلاهیاسمین از پرنیان سبز بر بندد قبا
۴
هرکجا باشد بیابانی ز بی‌آبی چو تیهابر نوروزی زند بر سنگ چون موسی عصا
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth