خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همیشه باد بقا و سلامت بُت ماکه از وصالش ما را سلامت است و بقا
۲
بتی که عارض او هست چون گل سوریکشیده بر گل سوریاش عنبر سارا
۳
ز بهر لعل شکربار او همی بارندز چشم خویش گهر عاشقان ناپروا
۴
شکرفروش به شهر اندرون چنین بایدکه مردمان شَکَرش را گهر دهند بها
صفحهٔ ۱ از ۱۲