شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستاره سجده برد طلعت منیر تو رازمانه بوسه دهد بایهٔ سریر تو را
۲
موافق است قضا بخت کامکار تو رامسخرست عدو تیغ شیرگیر تو را
۳
خدایگان جهان بی‌نظیر چون تو سزدکه نافرید خدای جهان نظیر تو را
۴
بشیر تو دل توست و تویی بشیر بشربشارت است به نیک اختری بشیر تو را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth