شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف و عارض تو به هم ابر و آفتاببا بوی مشک و رنگ بَقَم ابر و آفتاب
۲
بایسته آفرید و بدیع آفریدگارهم زلف و عارض تو به ‌هم ابر و آفتاب
۳
گه‌گه ز رَشک زلف تو و شرم عارضتباشند جفت حسرت و غم ابر و آفتاب
۴
از غم بود که گاه نهار و گه کسوفدارند روی خویش دژم ابر و افتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth