خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلبری که زلف تو دام است و چنبرستدامیّ و چنبری که همه مشک و عنبرست
۲
رخسار توگُل است و بناگوش تو سمنگل در میان دام و سمن زیر چنبرست
۳
از حسن و صورت تو تعجب همیکندهرکس که بر طریقت مانیّ و آزرست
۴
نقّاش را ز نقش تو بیکار شد دو دستیک دست بر دل است و دگر دست بر سرست
صفحهٔ ۱ از ۹