شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۶۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن خداوندی که او بر پادشاهان پادشاستمستحق عُدّت و مجد و جلال و کبریاست
۲
گر به دل خدمت‌ کنی او را سزای خدمت استور به‌جان اورا ثناگویی سزاوار ثناست
۳
اوست معبودی به وصف لایزال و لم یزللم یَزَل او را سریر و لایزال او را سراست
۴
زنده او را دان و هست او را شناس از بهر آنکزندهٔ دایم وجود و هست جاویدان بقاست
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth