شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۶۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن استزلف او در تیره شب بر ماه روشن جوشن است
۲
تاکه او را جوشن است از تیره شب بر طرف ماهراز من در عشق او پیدا چو روز روشن است
۳
تا گلی نو بشکفد هر ساعتی بر روی اوکوی ازو حون‌گلبببتان و خانه زو چون‌کلسن است
۴
همچو فَرخارست مجلس تا که او در مجلس استهمچو کشمیرست برزن تا که او در برزن است
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth