شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۶۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه گوهرست که کانش خُم دَهاقین استبه رنگ لالهٔ نَعمان و بوی نسرین است
۲
به مجلس ملکان همنشین زیر و بم استبه بزم ناموران مونس ریاحین است
۳
نه آینه است ولیکن درو به‌دست بتانخیال زلف گرهگیر و جَعد پرچین است
۴
ز روی هزل و‌ کنایت عصای پیران استز روی جدّ و حقیقت نشاط غمگین است
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth