خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاستکه عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست
۲
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبوددلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست
۳
تو را به عشق همه راستگوی نشناسندو گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست
۴
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذرکه نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست
صفحهٔ ۱ از ۲