شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیده‌ستیا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیده‌ست
۲
یا رهگذر مورچگان است به ‌گلبرکیا بر سمن تازه بنفشه بدمیده‌ست
۳
در جمله یکی خط بدیع است‌که آن خطصد توبه شکسته است و دو صد پرده دریده‌ست
۴
من عاشق آن تُرک پریزاد که او راهم جعد پریشیده و هم زلف خمیده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth