شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای داده روی خوب تو خورشید را نظامای‌گشته عالمی به سر زلف تو غلام
۲
بر ماه لاله داری و بر لاله سلسلههرگز که دید سلسله بر مه ز عود خام
۳
در زیر سایهٔ سر زلفین عارضتکالْبَدْر فی‌الرّیٰاحین والشّمس فی‌الغَمام
۴
ای روی تو چو لاله و قد تو همچو سرووی خال تو چو دانه و زلف تو همچو دام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth