شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما ما ز ره دور و دراز آمده‌ایمبه‌سر کوی تو با درد و نیاز آمده‌ایم
۲
گر ز نزدیک تو آهسته و هشیار شدیممست و آشفته به نزدیک تو بازآمده‌ایم
۳
آمدستیم خریدار می و رود و سرودنه فروشندهٔ تسبیح و نماز آمده‌ایم
۴
یک زمان‌ گرم‌ کن از مستی ما مجلس خویشکه ز مستی بر تو، گرم فراز آمده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth