شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانانبا مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان
۲
گر دل ببری شاید زیرا که تویی دلبرور جان ببری زیبد زیرا که تویی جانان
۳
هوش از همه بستانی چون غمزه‌ کنی ناوکگوی از همه بربایی چون زلف‌ کنی چوگان
۴
هرچندکه سلطانم آخر به تو محتاجمچون عشق پدید آید محتاج شود سلطان
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth