شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار اوباز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او
۲
گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار منتا دگر باره چرا عاجز شدم درکار او
۳
هر شبی‌ گویم‌ که مهمان آرمش برخوان‌ خویشتا مگرگیرم زمانی بهره ازگفتار او
۴
بازگویم کز دو چشم من جهان پرگل شودچون زمین پرگل شود مشکل شود رفتار او
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth