خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستیوز خمار و خواب دوشینه کجا برخاستی
۲
گر نه آشوب مرا برخاستی از خواب خوشزلف جان آشوب پس بر گل چرا پیراستی
۳
من ز یزدان دوش دیدارت به حاجت خواستمتو چرا امروز آشوب دل من خواستی
۴
بیمشاطه آینه بنهادی اندر بیش رویخویشتن را چون عروس جلوگی آراستی
صفحهٔ ۱ از ۲