خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان گشاده ثنای تو را چو شیر دهانزمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر
۲
غبار موکب تو کرده چشم گردون کورصهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر
۳
فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردمربود تیغ تو هر لحظهای از آن لشکر
۴
هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشنهزار مغفر و سر در میانه مغفر
صفحهٔ ۱ از ۱