خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۰
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعریکرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری
۲
دست رادش در دهانم درّ دریایی نهادچون ببارید از زبانم پیش او درّ دری
۳
پادشا بخشد به شاعر زرّ و دیبا و قصباو مرا این هر سه بخشید و جواهر بر سری
۴
درکنارم درّ و فیروزه است و لعل از جود اودر وثاقم جامهٔ رومی و زرّ جعفری
صفحهٔ ۱ از ۲