شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاش که من بودمی هم ره باد صباتا گذری کردمی وقت سحر بر سبا
۲
نامه ی بلقیس جان سوی سلیمان دلکس نرساند مگر هدهد باد صبا
۳
گر بگشاید ز هم چین سر زلف دوستبیش نبوید کسی نافه ی مشک ختا
۴
بی هده جان می کنم خون جگر می خورماین منم آخر چنین دوست کجا من کجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth