خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیر شد تا دوست می دارم تراآخر ای بخت از درم روزی درآ
۲
من به تو چون تشنه مستعجل به آبتو چرا از من چنین سیری چرا
۳
گر خطایی در وجود آمد ز منجان غرامت می دهم بی ماجرا
۴
تو جهان جانی و جان جهانبی تو گر بر من سرآید گو سرآ
صفحهٔ ۱ از ۲