خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشتخویشتن را به ازین زیر و زبر نتوان داشت
۲
سرخ روییّ خود از لعل تو می دارم چشموین چنین چشم کز از خون جگر نتوان داشت
۳
عاشقان را بکرشمه تو چنان ریزی خونکه خود از لذّتش از زخم خبر نتوان داشت
۴
از کنار تو چو طرفی نتوان بر بستندر میان بسته مرا همچو کمر نتوان داشت
صفحهٔ ۱ از ۳