خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من ز اندوه ننگی نداردچو داند که شادی درنگی ندارد
۲
نیالوده از خون جانم زمانههمه ترکش غم خدنگی ندارد
۳
کشد تیغ در روی من صبح هر دمچرا، با من آخر چو جنگی ندارد؟
۴
ز آب سرشک و ز آه دمادمچه آیینۀ دل که زنگی ندارد؟
صفحهٔ ۱ از ۲