خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز آتش غم چنان می گدازدکه شکّر در آب روان می گدازد
۲
چو سایه ز خورشید هستیّ بندهز مهرت زمان تا زمان می گدازد
۳
دو رسته درت در یکی چشم سوزنتنم را چنان ریسمان می گدازد
۴
چو نام لبت بر زبان بگذرانمز ذوقم شکر در دهان می گدازد
صفحهٔ ۱ از ۴