شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۳۵ - و له ایضاً

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی بلند جنایی که سایۀ جاهتهمیشه بر سر خورشید آسمان گردست
۲
بروزگار تو مه شد بشب روی منسوبزهیبت تور رخش زان چو زعفران زردست
۳
زآفتابش اگرچه هزار دلگرمیستبنزد خاطر تو صبحدم همان سردست
۴
بر اندر دیدۀ منت سیل بر جهان و هنوزمیان شادی و طبعم همان چنان گردست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth