خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱ - اسب
ملحقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهروی من بخواست به عزم شکار اسبخیز ای غلام گفت، به زین اندر آر اسب
۲
گفتم که نیک مستی و مخمور از شرابآخر همی چه خواهی اندر خمار اسب؟
۳
برداشت باز و گفت: برای شکار کبکلختی بتاخت خواهم در کوهسار اسب
۴
گفتی برای پای و رکاب وی آفریدچون زلف او ز باد وزان، بیقرار اسب
صفحهٔ ۱ از ۹