خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۳۵
تصنیفها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار دلکش رسید و دل به جا نباشداز اینکه دلبر دمی به فکر ما نباشد
۲
در این بهار ای صنم بیا و آشتی کنکه جنگ و کین با من حزین روا نباشد
۳
صبحدم بلبل، بر درخت گل، به خنده میگفت:مه جبینان را، نازنینان را، وفا نباشد
۴
اگر تو با این دل حزین عهد بستیحبیب من با رقیب من، چرا نشستی؟
صفحهٔ ۱ از ۵