خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۲۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز صبا ز زلف تو یک تار نشکندتا قدر چین و قیمت تاتار نشکند
۲
جز در مثال بردن خطی ز عارضتنقاش عشق را سر پرگار نشکند
۳
دعوی خوبی تو چو باطل نشد به خطمعلوم شد که رونق گل خار نشکند
۴
در کیش غمزه تو شد انداختن حرامهر ناوکی که در دل افکار نشکند
صفحهٔ ۱ از ۸