شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۳۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپیده دم که زند ابر خیمه در گلزارگل از سراچه خلوت رود به صُفه بار
۲
ز اعتدال هوا حکم جانور گیرداگر به نوک قلم صورتی کنند نگار
۳
سرود خارکن از عندلیب نیست عجبکه مدتی سرو کارش نبود جز با خار
۴
چه حالت است که مرغان همی زنند نوا؟چه موجب است که گلها همی کنند نثار؟
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth