شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۱۵

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایگانا بر بنده بندگیت چنانکنماز و روزه بود بر جهانیان فرض است
۲
و لیک عرض کنم حال خود که نزد صدورگشایش غم ارباب حاجت از عرض است
۳
معلّق است دلم در کشاکش غم وامچنانک گویی بین السماء والارض است
۴
به حالتی برسیدم که تا به آب سبویهر آنچ وجه معاش من است از قرض است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth