خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴
ترکیبات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گشته تیر عشق غمت را نشانه جانوی گشته از وصال لبت جاودانه جان
۲
دارد سرای عشق تو جانا هزار درکو را بود به وصف نخست آستانه جان
۳
زان جان یگانه ام که تو را بخشمی اگربودی مرین شکسته دلم را دوگانه جان
۴
گویی بهای بوسه من هست جان و هستمقصودت آن که تا ببری بی بهانه جان
صفحهٔ ۱ از ۱۴