خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم چون بر سر زلف تو جان بستبرو عشقت درِ هر دو جهان بست
۲
سر زلفت چو زین حالت خبر یافتبه قصد جانِ من، جان در میان بست
۳
تو را کاین رسم و آیین باشد ای جان!چه بار از وصل تو بر خر توان بست؟
۴
لطافت در جهان روی تو آوردصبا چیزی از آن بر گلستان بست
صفحهٔ ۱ از ۲