خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گل رخسار تو عزم گلستان کندگل به تماشای او روی به بستان کند
۲
ور مه روی تو را ماه ببیند برشتحفه ز دل آورد پیشکش از جان کند
۳
نیست چو روی تو مه ورنه ز هر مه دو روزسر زچه رو در کشد رو ز چه پنهان کند؟
۴
سلسله زلف تو با دل دیوانگانآنچ کند ماه نو او همه روز آن کند
صفحهٔ ۱ از ۲