شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَمحاش لله! بار عشق دیگران چون کشم؟
۲
گر چو گردونم بگردانی به گرد این جهاندر سرآبم گر چو گردون ناله بر گردون کشم
۳
ور درون جان من چیزی بود جز عشق تودست گیرم جان خود را زان میان بیرون کشم
۴
چون ظهیری از غم عشقت ندارم دست راچون شفق پا تا گریبان، دامن اندر خون کشم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth