خلوتی با حکیم نزاری
بخش ۳۰ - حکایت
دستورنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرآشفته ای مستِ خود رای بودکه در کشمرش پیش از این جای بود
۲
سحرخواره ای شب نشین روز مستمی و مطربی را شده زیر دست
۳
مُدام او ز آتش غذا ساختهز آب منی خود بپرداخته
۴
نمیخورد بی چاره از هر ابابود کم تر از چمچمه ای شوربا
صفحهٔ ۱ از ۳