خلوتی با حکیم نزاری
بخش ۳۷ - حکایت
دستورنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون آمدیم از نشابور مستسراسیمه و رفته دلها ز دست
۲
مرا یار کی بود بس مهربانخدایش به رحمت کناد این زمان
۳
بطی داشت اندر بغل پُر شرابدلی پر نشاط و سری پر شتاب
۴
فرو تاخت تا کاسه گیرد مگرخطا کرد اسبش درآمد به سر
صفحهٔ ۱ از ۲