شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که آتش افکند درخلق جانان من استوانکه می سوزد از آن رویش همین جان من است
۲
تا شدم دیوانه پیشم قصر شه ویرانه استکآسمان فیروزه ای ازطاق ایوان من است
۳
عشق ورزیدم نهان ای وای بر من کین زماننقل هرمجلس حدیث عشق پنهان من است
۴
گرفلک خواهد که سازد خانه مردم خرابگو مکش زحمت که کار چشم گریان من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth