خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۱۴ - الله گو
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیستزانکه غیر از غم تو را اندر دل تنگ نیست
۲
روی زرد خود به ما کن زانکه بر درگاه ماهیچ روئی بهِ ز روی زعفرانی رنگ نیست
۳
در دل شب ها رسن در گردن افکن توبه کنبنده را پیش خدا از توبه کردن ننگ نیست
۴
گو » الله « گر شراب و بنگ خوردی توبه کنیاد ماکن چون دهانت پر شراب و بنگ نیست
صفحهٔ ۱ از ۳