خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یار
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق و بدنامی و درد و غم به ما شد یار غارتا محمّد وار باشد عاشقان را چار یار
۲
آرزوی یار داری یار میگوید بیاتا کند دلداری تو در دل شبهای تار
۳
گرمتر یک نیمهشب گو ای خدا در من نگرپس شبانروزی نظر را شصت و سیصد میشمار
۴
یار گفت هرجا که باشی با توام یادت کنماز چنین یاری فرامش کردهای تو، یاد دار
صفحهٔ ۱ از ۴