خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه مابه دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما
۲
ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروزهنوز در عراق است از نگاه دینه ما
۳
ز اشتیاق خدنگ تو بعد مردن همشود نشانه تیر استخوان سینه ما
۴
بلا بود دل آسوده درد عشق کجاستکه سنگ تازه کند عهد آبگینه ما
صفحهٔ ۱ از ۲