شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجاهزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا
۲
شب فراق تو مهمان آن غم‌آبادمکه صبح هم نکند میل نوشخند آنجا
۳
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذارکه ناخنی شودم گاه‌گاه بند آنجا
۴
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شدچو حلقه دوخته‌ام دیده بر کمند آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth