خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۴ - تعریف نورباغ
مثنویها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهشت جاودانی نورباغ استکه این معموره را چشم و چراغ است
۲
چنارش دست بر دل میگذارددماغ ناز سرو و گل ندارد
۳
نباشد لاله را پیش گل آن حالکه پوشد از ته دل، جامه آل
۴
کف تاکش مگر مغز خود افشرد؟که حسن پنجه خورشید را برد
صفحهٔ ۱ از ۲