خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۹ - تعریف باغ بیگمآباد
مثنویها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آمد سوی باغ بیگمآبادصبا در رعشه جاوید افتاد
۲
ز بس دهشت، درین پاکیزه گلشننگیرد یاسمن را خار، دامن
۳
گل آن باغ را از بس حیا بودنگاه نرگسش بر پشت پا بود
۴
برون ناید ز کاخ از شرمسارینسازد غنچه را تا گل عماری
صفحهٔ ۱ از ۴