خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پیرهنت بویی آمد به گلستانهاکردند پر از نکهت گلها همه دامانها
۲
با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفهکز رشته زلف تست این چاک گریبانها
۳
تا خوان جمالت را آراست به سبزی خطافکند لب لعلت شوری به نمکدانها
۴
گر زلف برافشانی در پا فکنی سرهاچون لب به حدیث آری بر باد دهی جانها
صفحهٔ ۱ از ۲