خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عاشقی همیشه جوان است پیر ماخالی مباد عشق بتان از ضمیر ما
۲
با آنکه چون چراغ سحر شد جوانه مرگهم دیر زیست مدعی زودمیر ما
۳
صد جان ما ستاند و به یک بوسه وعده دادبسیار بخش دلبر اندک پذیر ما
۴
در دل به قدر ذره نگنجد خیال غیرکز مهر او پر است ضمیر منیر ما
صفحهٔ ۱ از ۲