شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل می کشد به داغ تو هر لحظه سینه راداغی بکش به سینه غلام کمینه را
۲
زینسان که مشک زلف ترا سر نهاده استگردن کشی چراست به تو عنبرینه را
۳
ترسم بر ابروی تو نهادن دل ضعیفکز طاقها شکست فتد آبگینه را
۴
خال رخت ز بنده بدزدید عقل و دینشب با چراغ یافت متاع بهینه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth