خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوست می دارد دلم جور و جفای دوست رادوست تر از جان و سر درد و بلای دوست را
۲
زحمت خود با طبیب مدعی خواهم نمودتا بسازد چاره درد بی دوای دوست را
۳
چون مراد دوست جان افشاندن است از دوستانزودتر دریاب جان من رضای دوست را
۴
در هوای او تواند داد عاشق سر به بادلیک نتواند نهاد از سر هوای دوست را
صفحهٔ ۱ از ۲