شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۲۶ - این قصیده از قصایدِ استادنا المعظّم، مرحوم المغفور المبرور، آقا میرزا عبدالمجید، المتخلّص به «وفایی» طابَ ثراه تیمّناً و تبرّکاً ثبت شده 

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس به دل، شب‌ها فروزم شعله از بادِ وصالشد شبستانِ ضمیرم روشن از شمعِ خیال
۲
پردهٔ فانوسِ طبعم شد پُرِ پروانه‌هافکرِ بکرم، بس که همچون شمع دارم اشتعال
۳
پس به گردون تیرِ آهم زد شبیخون، نی عجیبچون شهاب از سیر، طایر را بسوزد پَر و بال
۴
نی‌نی از تنگیِ سینه، راهِ آهم بسته شدیوسفِ غم راست زین زندان، برون رفتن محال
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth