خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه راآگه از سر دل خلقی مکن بیگانه را
۲
دل به خال کنج ابرویت قانعت کرده استمرغ من دیگر ندارد میل آب و دانه را
۳
اشک چشمم باعث آبادی تن گشته استای که گفتی سیل ویران مینماید خانه را
۴
آن که رسم شعله افروزی نشان شمع دادشیوه پرسوختن آموختن او پروانه را
صفحهٔ ۱ از ۲