خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ماشور شیرنی نمیخواهد به سر پروز ما
۲
سر به جز آغوش زانو جا نمیجوید دگربار دوش کس نگردد بعد از این شبدیزما
۳
شش جهت رانی همین شد ز ابر مژگان عرصه تنکنه فلک دارد حذر از خنجر خون ریز ما
۴
عشرت گلزارها شد بر هزاران واگذارغنچه داغ است گلهای نشاط انگیز ما
صفحهٔ ۱ از ۲